خوش به حالت سهراب پدرت وقتی مرد پاسبانها، همه شاعر بودند پدرم وقتی رفت شاعران ، همه ساکت بودند |
|
+
نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 23:53 توسط ثالث
|
انتخابات
ای کسانی که با هر پیچی میپیچید.. شاید تصادف نکنید لکن روزی سرگیجه تان به میگرن بدل خواهد شد..
+
نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:25 توسط ثالث
|
مترسک ناز می کند
کلاغ ها فریاد می زنند
و من سکوت می کنم....
این مزرعه ی زندگی من است
خشک و بی نشان
+
نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 22:29 توسط ثالث
|
مرديم در اين زمانه از دلتنگي
اوضاع زمانه هم شده خرچنگي
خشک است و عبوس هر که بينم يارب
قدري برسان تهاجم فرهنگي
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 14:36 توسط ثالث
|
زندگی بی بهار
بهار! همیشه بدم می یاد ازت.//// کاش دیگر برایم بهار اتفاق نیوفتد.
شنبه دوستت ندارم.////
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 23:33 توسط ثالث
|